شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۵۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقتی دل ما ازان ما بودواندر دل یار ما وفا بود
۲
بیگانه چنان شد آن دل از منگویی تو که سالها جدا بود
۳
صد شکر که هم به کوی او ماندآن دل که ز من هزار جا بود
۴
دید آنکه خمار چشم مستشخمار شد، ار چه پارسا بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth