شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سیمین تن و خارا دلی، گر گفتنم یارا بودگر بت نه ای، کی در بشر تن سیم و دل خارا بود؟
۲
عنبر چسان نسبت کنم با زلف تو، کز زلف توبوی دل آید وین کجا در عنبر سارا بود؟
۳
ناز و کرشمه آفت است از بهر دلها در بتانورنه به زیبایی چه کم نقشی که بر دیبا بود
۴
گفتم که گر همتای خود خواهی مه و خورشید بینگفتا که بینم آینه، گر این هوس با ما بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth