شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمشیر کین باز آن صنم بر قصد دل‌ها می‌کشدجان هم کشد بار غمش، دل خود نه تنها می‌کشد
۲
خطی که از دود دلم بر گرد آن لب سبزه شدما را از آن سبزی همه خاطر به صحرا می‌کشد
۳
مایل به سرو قد او باشد دل خسته مراعاشق که صاحب‌همت است میلش به بالا می‌کشد
۴
آن غمزه خونریز او خونم بریزد عاقبتسختی دل قصاب را در زیر خون‌ها می‌کشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth