خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نازک رخ جانان من بوی گل خندان دهدخوش وقت باد صبحدم کو بوی آن بستان دهد
۲
دی بنده زان سرو روان چون عشوه بستد داد جانناچار پیش نیکوان هر کاین ستاند، آن دهد
۳
دردی که از جانان بود، راحت فزای جان بودیک درد دیگر آن بود، کو وعده درمان دهد
۴
بگشاد از لب خنده را، بهر من افگنده راآری، خدا چون بنده را دولت دهد، آسان دهد
صفحهٔ ۱ از ۳