خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نظر بر چشم کافر کیش او خواهد فتادآتشی بر عاشق بی خویش او خواهد فتاد
۲
خنده خواهم از لبت بهر دلم، بیچاره دلوه کزان خنده نمک بر ریش او خواهد فتاد
۳
یار ترکش بست و مرکب راند بر عزم شکارتا کدامین خون گرفته پیش او خواهد فتاد
۴
کشته شست ویم، یارب، به روح من رسانهر خدنگی کان برون از کیش او خواهد فتاد
صفحهٔ ۱ از ۲