شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماندوز من اندر هر سر کو گفتگوی دل بماند
۲
هر کجا بینم غم دل گویم و گویم از آنکبر زبان افسانه های آرزوی دل بماند
۳
کی خورد دربانش آبی خوش کنون کز چشمهابر در آن آشنا سیلی ز جوی دل بماند
۴
چشم تو می کرد چو گان بازی از ابرو، ولیعقل و جان لاف حریفی زد، ز بوی دل بماند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth