شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتیم از چشم و در دل حسرت رویت بماندبر شکستی و به جانم نقش گیسویت بماند
۲
سر گذشتی بشنو از من، داشتم وقتی دلیسالها شد در فرامش خانه مویت بماند
۳
دی خرامان می گذشتی خلق بیدل مانده راگریه ها پیشت روان شد، چشمها سویت بماند
۴
مردن من بین که چون شب بازگشتم از درتکالبد باز آمد و جان بر سر کویت بماند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth