شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمها را گوی کاین ناز و کرشمه کم کنندور نه ترسم عالمی را خسته و در هم کنند
۲
هم شکاف جان کنند و هم بسی خون دل آبشانه و آبی که زلفت را خم اندر خم کنند
۳
مرهم از لبهات می جویم بدین جان فگاروای بر ریشی که آن را از نمک مرهم کنند
۴
بر درت عشاق خون گریند و رو و مو کنندچون زنان از گرمی دل شعله ماتم کنند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth