شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب دادوز تگرگ روح پرور مالش عناب داد
۲
چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کردخنجر زهراب داده در کف قصاب داد
۳
هر خدنگ غمزه ای را کاو به شست ناز بستآن خدنگ اول نشان بر سینه احباب داد
۴
باز آن ابرو کمان غمزه زن قصد که کردچشم او باری ز مژگان ناوک پرتاب داد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth