خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم تو مست است یا در خواب بازی میکندبوالعجب مستی که در محراب بازی میکند
۲
مردم چشمم که میگردد به گرد روی توطفل را مانَد که در مهتاب بازی میکند
۳
گر درآویزد دل نادان من در سوی توهمچو موی خود مشو، در تاب بازی میکند
۴
چشم من دور از تو، گر غرقه به خون گردد سزاستز آشنا بیگانه و در آب بازی میکند
صفحهٔ ۱ از ۲