شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز ترک مست من آهنگ بازی می‌کندکس نکرده‌ست آنکه آن ترک طرازی می‌کند
۲
زلف او را سر به سر عالم به مویی بسته شدهندویی را بین کزین سان ترکتازی می‌کند
۳
از خیالش مانده‌ام شرمنده، کاندر چشم منگه‌گهی می‌آید و مردم‌نوازی می‌کند
۴
جز اشارت نیست سوی لعل تو ما را ز دورهمچو انگشتی که بر حلوا درازی می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth