خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کافر خونخواه دنبال شکاری می رودپس نمی بیند که آخر بیقراری می رود
۲
از دل آواره عمری شد نمی یابم نشانبسکه در دنبال دیوانه سواری می رود
۳
خون همی گرید دلم بر جان پیروزی خویشآن زمان کز خون او تیر شکاری می رود
۴
گریه را بر دیده منت هاست کاندر آه اوگرد ایشان سو به سو فرسنگ واری می رود
صفحهٔ ۱ از ۲