خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رودچون کنم از سینه این آه و فغانم چون رود
۲
نقش خوبان را گرفتم خود برون رانم ز چشمآنکه اندر سینه دارم جای آنم چون رود
۳
در غمم خلقی که آن افتاده در ره خاک شدمن درین حیرت که او بر استخوانم چون رود
۴
هان و هان، ای کبک کهساری که می نازی به گامگو یکی بنما که آن سرو روانم چون رود
صفحهٔ ۱ از ۳