شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فرخ آن عیدی که جان قربانی جانان بودخرم آن جانی که پیش نیکوان قربان بود
۲
چون نگوید نازنین من مبارک باد عیدجان شکر ریزی کند، دیده گلاب افشان بود
۳
بذله گوی و عشوه ساز و شوخ چشم و غمزه زنخوبرویی کاین چنین باشد بلای جان بود
۴
آب چشمم روز عید از آستانش بازداشتباز دارد از صلا عیدی که در باران بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth