خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شدکافت اندر سینه و اندیشه در جان زاده شد
۲
از شب حامل چه زاید، جز پریشانی به عمرهندوی شب حامل و زلف پریشان زاده شد
۳
دی شبش گفتم، فلانی، زیر لب گفتا، که مرگطرفه مرگی بود این کز آب حیوان زاده شد
۴
مه غلام اوست، ار در پیش یوسف سجده کرداو به دهلی زاد، اگر یوسف به کنعان زاده شد
صفحهٔ ۱ از ۲