شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا خیال روی آن شمع شبستان دیده شدسوختم سر تا قدم پیدا و پنهان دیده شد
۲
سبز خطش بر نگین لعل تا بر زد قدماز خضر پی بر کنار آب حیوان دیده شد
۳
می شود از پرتو رخسار مهرافروز تودیده ها روشن، مگر خورشید تابان دیده شد
۴
زآمد و رفت خیال قامت زیبای اوجلوه گاه ناز آن سرو خرامان دیده شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth