خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار ما را دل ز دست عاشقی صد پاره شدباز عقل از خان و مان خویشتن آواره شد
۲
این دل صد پاره کش پیوندها کردم به صبرآن همه پیوندهایش بار دیگر پاره شد
۳
پاره پاره گشت سر تا پا دل پر آتشماز برای سوزش من بین چه آتشپاره شد؟
۴
ماه من، بی تو چو شب تاریک شد چشم رهیواندر این شب قطره های چشم من سیاره شد
صفحهٔ ۱ از ۲