خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم مخور، ای دل که باز ایام شادی هم رسدهر کجا دردی ست آن را عاقبت مرهم رسد
۲
در میان آدمی و آنچه مقصودی وی استگر بود صد ساله ره، چون وقت شد، یکدم رسد
۳
گاو و خر را از غم و شادی عالم بهره نیستخاص بهر آدم است، ار شادی و ار غم رسد
۴
نسبت آدم درست آنگه شود با آدمیکانچه بر آدم رسد آن بر بنی آدم رسد
صفحهٔ ۱ از ۲