شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی آن زلف پریشان وقت ما بر هم زندآه دودآلود ما آتش بر این عالم زند
۲
می خورم من خون به یاد لعل دلداری و هیچکس ازین قصه نمی یارد که با او دم زند
۳
لعل جان بخش تو گاه خنده پسته دهانطعنه ها بر معجزات عیسی مریم زند
۴
نکهت مشک ختا دیگر نیاید خوش مراگر صبا آن طره مرغول را بر هم زند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth