خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل نو رسید و بویی ز بهار من نیامدچه کنم نسیم گل را که ز یار من نیامد
۲
دل من چرا چو غنچه نشود دریده صد جا؟که صبا رسید و بویی ز نگار من نیامد
۳
اگر، ای حریف، داری نظری به روی یاریبه بهار خویش خوش شو که بهار من نیامد
۴
همه عمر تشنه بودم به امید آب حیوانبه جز آب شور دیده به کنار من نیامد
صفحهٔ ۱ از ۳