شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گذرد مهی و یک شب به منت گذر نباشدبرود شبی و ما را خبر از سحر نباشد
۲
ز سر کرشمه هر دم گذری به سوی دیگربه دو رخ تو همچو ماهی، به منت گذر نباشد
۳
رسدت بر اوج خوبی، اگر آفتاب گردیکه در آفتاب گردش چو تویی دگر نباشد
۴
نتوان ز بعد دیدن نظر از تو برگرفتننتواند آنکه چشمش بود و نظر نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth