خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان خون جگر شربت مقصود کنندای خوش آن گریه که گه دیر و گهی زود کنند
۲
وصل جویان که دم از عشق برآرند روندچون گدایان که دعای غرض آلود کنند
۳
باده کش دوزخیان، بهتر ازین متقیانکز پی خلد برین طاعت معبود کنند
۴
ناله سوختگان هست سرود ماتماجر آن به که گهی خلوت مقصود کنند
صفحهٔ ۱ از ۲