شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش ناگه به من دلشده آن مه برسیددل به مقصود خود المنت لله برسید
۲
باز می گفتمی افسانه هجران با خویشتا بدان لحظه که بالای سرم مه برسید
۳
از پی کوری آن کس که نیارد دیدنمژده نور بصر بر من آگه برسید
۴
آمد آن روشنی چشم به استقبالشمردم دیده روان تا به سر ره برسید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth