خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزها شد که ز تو بوی وفایی نرسیدوز سر کوی توام باد صبایی نرسید
۲
چاک شد پیرهن عمر به صد نومیدیدست امید به دامان قبایی نرسید
۳
در بیابان طلب بخت پریشان کردمگرد آمد همه عمر و به جایی نرسید
۴
چشم گستاخ به نظاره روی تو بماندلب محروم به بوسیدن پایی نرسید
صفحهٔ ۱ از ۳