شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رویت از غالبه خط بر رخ گلفام کشیدماه نو طره مشکین تو در دام کشید
۲
با سر زلف همی خواست کند گستاخیمشک را نافه چنان کشت که در کام کشید
۳
روز بازار چمن را به بهایی نستاندلاله از خاک تو، گر چه درمی وام کشید
۴
صبح روی تو بدینسان که برآمد امروزتو مبر ظن که چو من سوخته تا شام کشید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth