خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که عمر از پی سودای تو دادیم به بادیاد می دار که از مات نمیآید یاد
۲
عهدها بستی و می داشتم امید وفاای امید من و عهد تو سراسر همه یاد
۳
هرچه دارند ز آیین نکویی خوبانهمه داری و بدان چشم بدانت مرساد
۴
ماجرای دل گمگشتهٔ بی نام و نشانهرکه را باز نمودیم نشانی به تو داد
صفحهٔ ۱ از ۲