خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرد صاحب نظر از کوی تو آسان نرودهر که راجان بود، از خدمت جانان نرود
۲
آنکه در عشق رخت لاف هواداری زدبه جفا از درت، ای خسرو خوبان، نرود
۳
از خیال من سودا زده اندر ره عمریک نفس صورت آن سرو خرامان نرود
۴
کار حسن تو رسیده ست به جایی که سزدکه به عهدت سخن از یوسف کنعان نرود
صفحهٔ ۱ از ۲