شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشقی را که غم دوست به از جان نبودعاشق جان بود او، عاشق جانان نبود
۲
مردن از دوستی، ای دوست، زهندو آموززنده در آتش سوزان شدن آسان نبود
۳
بی بلا نیست مرادی که نه حج پیش در استکه به ره زحمت دریا و بیابان نبود
۴
زهر کش از کف ساقی تو، اگر می خواریکیست کش تشنگی چشمه حیوان نبود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth