شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو که روزت به نشاط دل و جان می‌گذردشب، چه دانی، که مرا بی‌تو چه سان می‌گذرد؟
۲
آب خوش می‌خورد این خلق ز سیل چشممبس که دل‌سوخته زان آب روان می‌گذرد
۳
قامتت راست چو تیر است و عجایب تیریکه ز من دور و مرا در دل و جان می‌گذرد
۴
ناوک چشم توام می‌کشد و غیرت همکه چرا در دل و جان دگران می‌گذرد؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth