شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وه که باز این دل دیوانه گرفتار آمدباز بر جان حشری از غم و تیمار آمد
۲
ماه من بهر خدا پیش برو از سر بامکافتاب من بیچاره به دیوار آمد
۳
عقلم، ار گوی صفا پیش لب جانان باختصوفی از صومعه در خانه خمار آمد
۴
خویش را دور میفگن که کجا شد دل تو؟هم به نزدیک تو از دور گرفتار آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth