خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمر نو گشت مرا باز که جان باز آمدوز پس عمری آن جان جهان باز آمد
۲
ره ده، ای دیده و خار مژه را یک سو کنکه خرامان و خوش آن سرو روان باز آمد
۳
جان من چشم از آنگه که به روی تو فتادجز تو در غیر توان دید؟ از آن باز آمد
۴
باز نامد دل من، گر چه به کویت صدبارشادمان رفت و به فریاد و فغان باز آمد
صفحهٔ ۱ از ۲