خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز عشق آمد و دیوانگیم پیش آمدبر دلم از مژه غمزه زنی نیش آمد
۲
خرد و صبر سر خویش گرفتند و شدندهر چه آمد ز برای دل درویش آمد
۳
دی به نظاره او رفت رهی بر سر راهیک نظر دید، چو باز آمد، بی خویش آمد
۴
گفتم، ای دل، مرو آنجا که گرفتار شویعاقبت رفتی و آن گفت منت پیش آمد
صفحهٔ ۱ از ۲