خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر مرا هیچ مرادی پس ازین پیش آمدحاسدم را ز حسد روز پسین پیش آمد
۲
آنکه در خاطر من غیر ترا داشت گمانشرم بادش ز خود آن دم که یقین پیش آمد
۳
در خم تست و سر زلف تو، ار جان طلبندزیر هر سلسله چاه کمین پیش آید
۴
طلب روی تو کردم، شب زلف آمد پیشآفت کفر، بلی، در ره دین پیش آید
صفحهٔ ۱ از ۲