خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم گردنده او با همه کس می گرددچون رسد دور به من، خود به هوس می گردد
۲
زلف کژباز تو بابنده به صد بوالعجبیپیش می آید هر لحظه و پس می گردد
۳
از پی آنکه بگیرد سگ شبگرد مرافتنه اندر سر زلف چو عسس می گردد
۴
جان که پیرامن خال سیهت می بیندعنکبوتی ست که بر گرد مگس می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲