خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کسی سبزه و صحرا و گلستان خواهددل بیچاره ترا چون دل من آن خواهد
۲
نیک تنگ آمدم از خود، ز پی کشتن منخنده گو کز لب خونخوار تو فرمان خواهد
۳
خواندیم از پی قربان چو به مهمانی وصلآمدم اینک، اگر وصل تو قربان خواهد
۴
چشم تو کشت مرا، غم دیت از دل طلبیدتیغ هندو کشد و تیغ مسلمان خواهد
صفحهٔ ۱ از ۲