خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشدش دل که دمی پهلوی ما بنشیندگل هم آخر قدری پیش گیا بنشیند
۲
جان من یاد کن آن را که به بوی چو توییهمه شب بر گذر باد صبا بنشیند
۳
کشی از غمزه، چه امید سلامت باشداندر آن سینه که آن تیر بلا بنشیند؟
۴
از تو صد درد نهان دارم و بیرون ندهمتا همان درد تو بر جای دوا بنشیند
صفحهٔ ۱ از ۳