خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر آن شاه دمی پیش گدا بنشیندفتنه و غارت و خونریز و جفا بنشیند
۲
گر بیابد به دعا عاشق و دلخسته وصالسالها بر در خلوت به دعا بنشیند
۳
چون قدم رنجه کند دوست به پرسیدن منخانه تاریک و دلم تنگ، کجا بنشیند؟
۴
خانه دیده برفتیم ز نقش همه پاکتا خیال رخ آن ترک ختا بنشیند
صفحهٔ ۱ از ۲