شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم امروز حدیث تو و مهمانی چندپاره از دیده و دلها همه بریانی چند
۲
هر زمان کاتش سودای تو افزود عشقجای خاشاک بر آتش فگند جانی چند
۳
دی سوی سوختگان دید و گفتی که که اندکافرا، گیر به بتخانه مسلمانی چند
۴
تا تو از خانه برون آیی، هر دم چاک استبر سر کوی تو دامان و گریبانی چند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth