خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که را یاری چو تو سرکش بودکی ز بیم تیغ سر در کش بود
۲
مجلسی کانجا بود شمعی چو تومرغ جان پروانه آتش بود
۳
چند گه بگذار تا می بینمتتا که جانم وام تو، مهوش، بود
۴
روز و شب می میرم اندر یاد تومرگ هم بر یاد رویت خوش بود
صفحهٔ ۱ از ۲