خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که را با تو سر و کاری بودجان نباشد در رهش خاری بود
۲
دل که در وی زندگی عشق نیستدل نشاید گفت، مرداری بود
۳
خفتگان از زندگی آگه نیندزنده بودن کار بیداری بود
۴
عاشقی نبود تقاضای وصالبهر نفس خویش پیکاری بود
صفحهٔ ۱ از ۲