خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح دمان بخت من ز خواب در آمدکز درم آن مه چو آفتاب در آمد
۲
گشت معطر دماغ جان ز نسیمتمستی تو در من خراب در آمد
۳
ساقی تو گشت چشم مست من از میپهلوی من شست و در شراب در آمد
۴
زانکه بسی شب نخفته ام ز غم توبیهشیم در ربود و خواب در آمد
صفحهٔ ۱ از ۲