شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم ز دوری تو دور از تو خون فشانددور فلک مبادا کاین شربتت چشاند
۲
بر جور بردن من انصاف داد عالمیارب که ایزد از تو انصاف من ستاند
۳
از بیم چشم گفتم کان روی را بپوشانورنه چنان جمالی پوشیده خود نماند
۴
سرو بلند بالاگر با شما بر آیدهرگز قد بلندت از وی فرو نماند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth