شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاری که بر جدایی اویم گمان نبودماهی نبود آن که شبی در میان نبود
۲
بیگانه وار از سر ما سایه وا گرفتما را ز آشنایی او این گمان نبود
۳
دامانش چون گذاشت حق صحبت قدیم؟گیرم که دست هیچ کسش در میان نبود
۴
گل آمد و به باغ رسیدند بلبلانوان مرغ رفته را هوس آشیان نبود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth