خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لعل شکروشت که به جلاب شسته اندگویی پیاله را به می ناب شسته اند
۲
در چشم ما ز خون جگر خواب بسته شدزان رو که وقت خاستن از خواب شسته اند
۳
هر گه که خوی همی کند آن عارض چو ماهخورشید گوییا که به هفت آب شسته اند
۴
بشکسته اند توبه به عهد تو آن کسانکز آب دیده منبر و محراب شسته اند
صفحهٔ ۱ از ۲