شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از حال مات هیچ حکایت نمی‌رسددر کار مات بیش عنایت نمی‌رسد
۲
گویند بگسلد چو به غایت رسید عشقجانم گسست و عشق به غایت نمی‌رسد
۳
گمره چنان شده‌ست دلم با دهان توکش از کتاب صبر هدایت نمی‌رسد
۴
بگذشت دوش زلف و رخت پیش چشم منماهی گذشت و شب به نهایت نمی‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth