شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتی دلت مرا شد و از من جدا نشدگو شو از آن هر که شود، گر مرا نشد
۲
خورشید من خیال تو از من گهی نرفتمانند سایه ای که ز مردم جدا نشد
۳
روزی صبا نرفت به کویت که هردمیصد جان پاک همره باد صبا نشد
۴
پرسی مرا که از چه چنین مبتلا شدی؟آن کیست کو بدین ترا مبتلا نشد؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth