شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چین زلف بر رخ دلدار نشکندبازار حسن و رونق تاتار نشکند
۲
گر یار بشکند دل ما را هزار باردانم بدین قدر که دل یار نشکند
۳
ما را مباد توبه ز مستی و عاشقیتا جام عشق و کوزه خمار نشکند
۴
زاهد، چرا ملامت مستان کنی، بگوتا عهد و توبه مردم هشیار نشکند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth