شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوخی نگر که آن بت عیار می‌کنددل را به بند زلف گرفتار می‌کند
۲
هردم به شیوه‌ای ز کسی می‌برد دلیدر حلقه‌های زلف نگونسار می‌کند
۳
دشمن دریغ بود که ره یافت پیش دوستحیف است گل که همدمی خار می‌کند
۴
انکار عشقبازی ما می‌کنند خلقما خاک آن کسیم که این کار می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth