خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون آن بت از سر کو با هزار ناز برآیدز خلق هر طرفی آه جانگداز بر آید
۲
ز تندباد جگرها مرا درونه بلرزدگلی که بر سر آن سرو سرفراز برآید
۳
مرا نهال قدش بر جگر نشست بدانسانکه گر هزار پیش برکنند، باز برآید
۴
به یاد آن قد و قامت سرشک لعل دو چشممبه هر زمین که بریزد، درخت ناز برآید
صفحهٔ ۱ از ۲