خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بام خویش چو آن ماه کج کلاه برآیدنفیر و ناله من بر سپهر و ماه برآید
۲
نگه تو داریش از سوز جان خلق، خدایاچو او خرامد هر سو، هزار آه برآید
۳
چو چشم سرخ کنم بر رخش، ز دیده رود خونهزار آه که داد از دل سیاه برآید
۴
فتاد در زنخ او، دلا، بمیر که زلفشنه رشته ایست کز او غرقه ای ز چاه برآید
صفحهٔ ۱ از ۲